![]()
قبلا نوشتم که جيبهاي پرم نميگذارند دستانم را در نماز روي رانهايم بگذارند. اخيراً خدا فرصتي داد تا جيبهايم خالي شوند. متوجه شدم که موانع جديدي ايجاد شدهاند: کاپشن قطور و شکم برآمده!
کشتي نجات غريق، جان هر که را از آن نهراسد و به آن پشت نکند، نجات خواهد داد؛ اما در ساحل، تنها کاپيتان و ملوانان هستند که پاداش ميگيرند.
از هيچ کس به خطار غريق بودن تجليل نخواهد شد!
يکي از نکات جالب حملهي اسرائيل به غزه و اين کشتار، انگيزههاي سياسي آن است. احزاب مختلف در اسرائيل سعي ميکنند نشان دهند که ميتوانند خشن باشند تا «نظر عموم» را جلب کرده، «رأي» جمع کنند.
کمي دقت کنيد. کسب رأي با کشتار مردم. براي من در اين ماجرا مهم سياستمداران اسرائيلي نيستند، که وضعيتشان از قبل معلوم بوده است. مهم آن چيزي است که اين جنگ از مردم اسرائيل نشان ميدهد. مردم اسرائيل به کسي رأي ميدهند که بيشتر فلسطيني بکشد! به کسي که بيشتر بکشد. باورتان ميشود؟
سعي کنيد اين واقعيت را هضم کنيد، و درک بهتري از ماهيت اسرائيل بيابيد.
عجب خانهاي بود. خانه که نه، قصر، آن هم چه قصري. سرم خود به خود بالا رفت تا تمام نماي خانه را ببيند. بالاي در با خط خوشي نوشته بود:
«هذا مِنْ فَضْلِ رَبّي» ....
«هذا مِنْ فَضْلِ رَبّي» ...
اين را سليمان بعد ديدن تخت گفت. برايش آن را در يک چشم بر هم زدن آورده بودند، آن هم با علم کتاب. ادامه داد که «لِيَبْلُوَني أأشْکُرُ أمْ أکْفُرُ»* ....
* سورهي نمل، آيهي 40
«وَ لوْلا فَضْلُ اللهِ عَلَيْکُمْ وَ رَحْمَتْهْ وَ أنَّ اللهَ رَئُوفٌ رَحيمٌ ...» (نور – 20)
و اگر فضل خدا بر شما نبود، و رحمتش؛ و اگر خدا بسيار مهربان و رحيم نبود ...
قديم موقع نماز دستهايم را روي ران پاهايم ميگذاشتم – مستحب است – و تمرکز ميکردم.
ديگر نميتوانم؛ هميشه جيبهاي پر زير دستم مزاحمند.
----------------------------
زبان موجود عجيبي است. چنان سريع بر زبان جاري ميشود که گاه نميفهمي
چه گفتهاي. و چنان عميق است که گاه حيرت ميکني که چه گفتهاي!
يادم هست که دوستان! ميگفتند که هر چه ميخواهيم نميتوانيم عناصر
مذهبي اين زبان فارسي را کنار بگذاريم. مثلاً هيچ چيز جاي «انشاء الله» نداريم.
همچنين يادم هست که اصرار داشتم که کلمات را و جملات را متفاوت
بگويم؛ با ساختاري متفاوت از معمول، يا بدون هيچ سادهسازي و خلاصهسازي؛ فقط براي
آن که معنايش را حس کنم/يم.
و حال باز يکي از اين کلمهها:
«عيدتان، سال تازهتان، ميلاد پيامبرتان
«و دوام زندگيتان!
«پر خير و برکت باد.»
داشتم ميرفتم تو که يهو يکي با سرعت بهم تنه زد و بيتوجه رد شد. برگشتم نگاش کردم. «چه آدم ...» يه دفعه خوردم به يه چيزي. با سر رفته بودم تو شکم يه بندهخدايي.
- البته قد من کوتاهه. شما که بلندبالايين ممکنه با شکم برين تو سر يه بندهخدايي! شاخ به شاخ شدن و شکم به شکم شدن هم البته شکلهاي مفروض ديگهشن!
درب اين سرويس در تمام ساعات روز به روي تمامي آقايان و بانوان محترم باز است.
از همهي گدايان عزيز - حرفهاي و
آماتور، جوان و پير، سالم و ناقص - دعوت ميگردد در مسابقهي بزرگ بهترين گدايي
شرکت کنند. به صدها هزار تن از برترين گدايان جوايز نفيسي اعطا خواهد شد.
لازم به ذکر است در بخش گدايان جوان از
کساني که اولين گدايي خود را صورت دهند پذيرايي خواهد شد و جوايز مستقلي به اين
عزيزان تقديم خواهد گرديد.
نيازي به ارسال هيچگونه فرم يا ... به اين دبيرخانه نيست و کليهي
طرحها مستقيماً با استفاده از ابزارآلات فرامدرن اين دبيرخانه دريافت و بررسي
خواهند شد.
جوايز کليهي گدايان برتر در مراسمي شکوهمند در روز پاياني جشنواره
توسط آن بزرگ پرداخت خواهد گرديد.
دبيرخانهي دائمي جشنوارهي بينالمللي
گدايان زميني
---------------------
«وَ جَوائِزُ السائلينَ عِنْدَکَ موَفَّرَه» - زيارت امين الله